معلمان علوم تجربي(مقطع راهنمایی)
 
"به من اندیشیدن را بیاموز نه اندیشه ها را"

29-  همکاران : آقای مدیر ! سر خودت را درد نیار ، این تصمیمات شورای دبیران که ضمانت اجرایی نداره ! ما برای چی پیشنهاد بدیم ؟ (انگار تا حالا طرحهای نوآورانه بسیار زیادی داده بودند!)

30-  همکار : ما به شما اعتراض داریم  85 درصد قبولی در دبیرستان یعنی چی ؟ مگر می شود  در سال قبل قبولی این درس  18 درصد بود ولی حالا برسد به اینقدر ؟ چرا نمره الکی می دهید به دانش آموز ؟ شما به آنان زیادی "رو " داده اید !(حفظ کردن طوطی وار کتاب و آوردن روی برگه)

31-  مدیر و معاون در صف صبحگاه : از فردا کسی حق ندارد  هیچ نوع میوه ای به مدرسه بیاورد ، بعضی از والدین اعتراض کرده اند ، شاید کسی نداشت میوه بخرد ! اگر کسی میوه بیاورد نمره انضباطش در این ترم  صفر می شود!

32-  برای پرسش گروهی و مسابقه درسی در کلاس ، خدمتگزار با صورت بر افروخته و عصبانی در حضور مدیر  : این 20 سال هیچ معلمی مانند  شما نحوه چیدن  صندلی ها را به هم نزده ، مگر من چقدر حقوق می گیرم که صندلی ها ی کلاس جنابعالی را مرتب کنم !؟ ( البته هر ماه یکبار قرار بود که به عنوان دبیر بی نظم این مسابقات در یک کلاس برگزار شود )

33-  ناظم : آقای معلم شما هنوز بی تجربه هستی ، باید دانش آموزانی که حتی 3 دقیقه دیر به صبح گاه رسیده اند را زنگ اول  در گوشه حیاط  نگه داریم تا دیگران از دانش آموزان "متخلف"  عبرت بگیرند ! تجربه من نشان می دهد اگر انگشت نما شوند دیگر تکرار نمی کنند !(تربیت خاطیان و بزه کاران برای جامعه آینده)

34-  همکاران در جلسه شورای دبیران: آقای معلم از این طرح های شما  خیلی بیشتر در داخل دفتر صورتجلسات سال های قبل وجود دارد  و خاک می خورد ، خودت را اذیت نکن! چند برابر آنها هم در داخل میزهای اداره وجود دارد. مگر کسی به آنها توجه می کند ؟.

35-  همکاران فرهنگی:من درسم را می دهم هر کسی گوش کرد یا یاد گرفت و نگرفت به من ربطی ندارد ، شما چرا هر ماه امتحان کتبی می گیری؟مگر مدرسه بودجه فتوکپی و تکثیر دارد ؟! تازه مگر بیکاری که بنشینی و تصحیح کنی؟

36-  مدیر حق به جانب: والدین اعتراض کرده اند  که دبیر فلان درس گفته : اگر توانستید برای جلسه بعد  یک روزنامه بخرید وبرخی مطالب آن را خلاصه کنید و در کلاس مطرح نمایید و نمره بگیرید ،  آیا فکر نمی کنی برخی خانواده ها پول نداشته باشند ؟(این دیگر از انفعالی ترین مدیران است که حتی برای والدین توضیح نمی دهد که  اختیاری است و دوما" 40 یا 50 تومان معمولا در جیب هر دانش آموز پیدا می شد سوما " اگر دانش آموز انجام داد تشویق می شود و نمره می گیرد ! بدون هیچ توضیحی دبیر را پیش والدین مقصر می کند !)

37-  معاون و مدیر : آقای معلم عبرت نگرفته ای ؟ مگر نشنیدی تعدادی از دانش آموزان دختر تهرانی در استخر پارک غرق شده اند، اردوی بازدید را فراموش کن بچسب به درس و کلاس !لطفا" برای ما درد سر درست نکن اصلا اداره هم موافقت نخواهدکرد !

38-  آقای مدیر و معاون ، چرا شرکت تعاونی مدرسه را فعال نمی کنید ؟ معلم عزیز نمی خواهم برایم حرف در بیاورند ! که مدیر از شرکت تعاونی مدرسه "سود" به جیب می زند!(محافظه کاری مرضی و نداشتن اعتماد به نفس در مدیریت و عدم توجه به نیازهای ضروری دانش آموزان در زنگ تفریح و ..)

39-  حدیث ، قرآن ، مسواک زدن ، مرتب بودن ظاهر دانش آموز،شرکت در نماز جماعت ،خوب است ، ولی شما دبیر جامعه شناسی هستید  ، چه ربطی دارد ؟ اینها باید در کلاس دینی و قرآن مطرح شود شما اگردر رشته خود کم کاری نکنید ، وبه کتاب خودت برسی خیلی بهتر است !(یکی از والدین گفته بود دانش آموز را نفرستاده ایم که مسواک زدن را یاد بگیرد!)

40-  دبیر به مدیر و ناظم :  دانش آموزان کمک ناظم (مبصر) دارند از بچه ها باج می گیرند و اسم دانش آموز را به عنوان متخلف می نویسند و برخی را خط می زنند و تهدید می کنند و غیره لطفا" کنترل خود را بر آنان بیشتر کنید نگذارید زور بگویند ! ... مدیر و ناظم : نه آقای معلم باید دانش آموزان از هم اکنون در اداره مدرسه نقش داشته باشند ...! ( انگار آن دانش آموزان مسئولان اضطراب انگیزی و استرس در مدارس هستند که باید وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهند !)

41-  برخی معلمان : این که مدیر نیست ! مدیر چند سال پیش ما  خیلی خوب بود ! او اصلا" جلسه شورا تشکیل نمی داد فقط بعضی وقتها ما یک امضایی می کردیم و خودشان می نوشتند و برای وقت معلمین خیلی احترام قائل بود ، کاری به دفتر نمره و کلاس نداشت ، از داخل کلاس های ما خبر نداشت ، خیلی محترم بود اگر ما چند جلسه به مدرسه نمی آمدیم و به کار شخصی خود می رسیدیم ، حتی یک تذکر نمی داد !و همیشه چشم پوشی در سر لوحه کارش بود چرا که به احترام ما نظارت و کنترل را از مدرسه حذف کرده بود ! ( هر کی به کار خویش بود جز تعلیم وتربیت !)

42-  از همکاران عصبی: مسئولی از وزارتخانه هم نباید  داخل کلاس من بیاید ! من هر جوری دلم بخواد درس میدهم و امتحان می گیرم ،کسی حق ندارد از شیوه تدریس من بپرسد من سراسر تجربه هستم و خوب می دانم چه کار کنم !  بیخودی نیست که نزدیک به 3 دهه تجربه دارم !

43-  دبیر بدبین : جلسات گروههای آموزشی یعنی چی ؟ مگر معلم وقت دارد در آن شرکت کند ؟ با کدام پول و حقوق ! من خود خیلی بیشتر از آنها تدریس و کلاس داری را بلدم !(انگار نباید به خاطر خود و کسب تجربه برود گروهها ی آموزشی آنهم رایگان ! اگر شرکت در گروههای آموزشی پولی شود آنوقت اینها دست و پا می شکنند برای جلسه !)

44-  دبیر به من :آقای معلم تازه کار ؛ نمی خواهد در جلسه شورا نکات قوت روش تدریس کلاس های خودت را بشماری ، من کوله باری از تجربه هستم ، خودم  کلاس داری را خوب بلدم ، روش تدریس من منحصر به فرد است  ... اصلا بیایید پشت درب کلاس  وجدانا" ببینید آیا تا آخر زنگ  جیک بچه ها در می آید ؟!! ( چقدر به خود می بالد ، روش تدریس خفه کننده و غیر فعال و خاموش!)

45-  آقای مدیر  لطفا " تذکر دهید به معلمین که بچه ها را مدتی یکبار به کار گاه و آزمایشگاه ببرند تا مشاهده کنند و ... مدیر :  معلم جان ! تو را به خدا مگر نمی دانی آقای فلانی بیچاره کمیسیون پزشکی دارد و "باری به هر جهت"دادنش این مدرسه ؟ اون نمیتونه مدرسه بیاد و همیشه از پله ها بالا بره  ، ما باید همگی با اون همکاری کنیم  ، مشکل داره ! ( حق دانش آموزان را بی خیال ، ولشون کنید آموزش و مشاهده و عینیت کیلویی چنده ؟ 180 نفر فدای کمیسیون پزشکی فلان همکار! )

46-  راستی خانم فلانی چرا دانش آموزان را به آزمایشگاه نبردی در سال گذشته ؟ دبیر از خود راضی و قهری : اول سال یه بار بردم درب کارگاه را دیر باز کردند و تازه امکاناتی نداره ، بچه را ببرم چه کار ؟ تازه سروصدای بچه ها هم اعصابم را خورد میکنه باور کن من روزی 2 مشت قرص اعصاب میخورم !! اول باید همه امکانات دلخواه من را آماده می کردند بعد ... ( وقتی کارگاه را مشاهده کردیم ، هیچ چیزی کم نداشت و کاملا" مجهز بود !)

47-  مدیر در جلسه شورای معلمان : دانش آموزان مامور ما خبر داده اند که در کلاس های آقای فلان مباحثی مطرح شده است  ما در هر کلاسی چشم و گوش هایی بینا و شنوا داریم ! در مورد سیگار کشیدن آقای معاون ، دانش آموزان کلاس شما  انتقاد کرده بودند ، نباید می گذاشتید اصلا" نفس بکشند !!

48-  معلم زودرنج با عصبانیت : آقای مدیر الان گفته باشم نباید کسی اعتراض کند ! پایان ترم یک امتحان حسابی می گیرم تا حال بچه های کلاس دوم انسانی رو بگیرم ! باید نصف زیادشون رو بندازم تا بدونن دنیا دست کیه و دیگه به دبیر بی احترامی نکنن ! مدیر : خواهش می کنم اختیار کلاس و نمره با دبیران است ! (امتحان و ارزشیابی وسیله انتقام است  ! بی احترامی به دبیر چه بوده ؟ بدون اطلاع قبلی درس پرسیده بود و دانش آموزان اعتراض کرده بودند !)

49-  معلم از کار خود بسیار راضی بود که امروز حال دانش آموزان را گرفته بود ، دستور داده بود برای جلسه بعد کل کتاب را از اول تا آخر به صورت شفاهی  می پرسد و اگر کسی نمره بد بگیرد باید برود جلو دفتر !  وقتی هم اعتراض کرده بودندکه تازه یک هفته نمیشه که  امتحانات نوبت اول تمام شده ، کار ساز نشد !(مدیر که در دفتر حضور داشت جرات نمی کرد اظهار نظر کند و انگار چیزی نشنیده بود!)

50-  درست بیست سال پیش بود که در یک مدرسه ابتدایی در جلسه معلمین به عنوان مربی پیشنهاد دادم بیایید ثلث دوم (3 ثلث بود) برای کلاس سوم خانم فلان  به صورت آزمایشی به مدت  2 هفته نمره را برداریم و سطوح قوی – متوسط- ضعیف را بکار بگیریم و روی نتایج آن تجزیه وتحلیل کنیم و ببینیم آیا روی  عدم کنترل ادرار در ساعتهای میانی برخی دانش آموزان در کلاس و یا اضطراب و استرس  آنان موثر است یا خیر ؟!  متاسفانه به عنوان یک معلم جوان بی قانون و غیر مقرراتی نزدیک بود به بازرسان اداره معرفی شوم  و یک تذکر شفاهی قوی با حضور همه همکاران توی سرم خورد که: میخواهید ما را بیچاره کنید ؟ نمره از اذل بوده و باید باشد !اصلا" معلم بدون نمره یعنی کشک ! اصلا " اداره اجازه چنین کاری را نمی دهد واگر مطلع شود  توبیخ می کند !( که تا اذل نکشید و نمره 20حذف خواهد شد ، البته آنموقع شاید بازرسان مرا توبیخ هم می کردند! )

ادامه دارد....


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 1388/05/16 توسط محمدجوادبذرافشان